یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ الأحد ١٣ رمضان ١٤٣٩ Sunday, May 27, 2018
نشریه فعالان اقتصادی
کد خبر : ۱۸۰۶ گروه : تجارت و بازرگانی تاریخ انتشار :یکشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۵
پیش بینی اقتصاد ایران و جهان در سال ۲۰۱۷ گرگ و میش

در سال گذشته میلادی اتفاقاتی در عرصه جهانی به وقوع پیوست که پیامدهای آن قطعا سیاست و اقتصاد در سال ۲۰۱۷ را تحت الشعاع قرار خواهد داد؛ اساسی ترین وقایع اثرگذار به ترتیب زمانی به این صورت است: خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و تاثیر متقابل آن بر جایگاه سیاسی-اقتصادی اتحادیه اروپا و انگلستان در سطح بین المللی و مساله مهمتر از آن انتخاب غیرمنتظره دونالد ترامپ در آمریکا و تاثیرات پیش بینی ناپذیر او در اوضاع سیاسی، اقتصادی و نظام جهانی با توجه به اقدامات دور از انتظار ترامپ تاکنون،  گسترش موج راست گرایی از غرب تا شرق دنیا از ایتالیا و هلند و فرانسه و اتریش گرفته تا فیلیپین و ترکیه، فتح حلب و تغییر موازنه قوا در سوریه، موفقیت های دولت های عراق و سوریه و ائتلاف متحد با آنها علیه داعش به ویژه در موصل و اطراف رقه به عنوان مراکز اصلی قدرت داعش که می تواند سرآغاز پایان داعش باشد.

در سال گذشته میلادی اتفاقاتی در عرصه جهانی به وقوع پیوست که پیامدهای آن قطعا سیاست و اقتصاد در سال 2017 را تحت الشعاع قرار خواهد داد؛ اساسی ترین وقایع اثرگذار به ترتیب زمانی به این صورت است: خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و تاثیر متقابل آن بر جایگاه سیاسی-اقتصادی اتحادیه اروپا و انگلستان در سطح بین المللی و مساله مهمتر از آن انتخاب غیرمنتظره دونالد ترامپ در آمریکا و تاثیرات پیش بینی ناپذیر او در اوضاع سیاسی، اقتصادی و نظام جهانی با توجه به اقدامات دور از انتظار ترامپ تاکنون،  گسترش موج راست گرایی از غرب تا شرق دنیا از ایتالیا و هلند و فرانسه و اتریش گرفته تا فیلیپین و ترکیه، فتح حلب و تغییر موازنه قوا در سوریه، موفقیت های دولت های عراق و سوریه و ائتلاف متحد با آنها علیه داعش به ویژه در موصل و اطراف رقه به عنوان مراکز اصلی قدرت داعش که می تواند سرآغاز پایان داعش باشد.

در عرصه داخلی نیز علاوه بر تاثیرات عوامل بین المللی فوق الذکر، به ویژه عملکرد ترامپ و آینده برجام و آینده سوریه، داعش و رقابت های منطقه ای، مساله حفظ و تداوم دستاورد های دولت در سال های اخیر در ایجاد ثبات اقتصادی، کنترل تورم، خروج نسبی از رکود و دستیابی به رشد اقتصادی قابل قبول و تلاش برای بازگشت به نظام اقتصادی جهانی مطرح و قابل تقدیر است اما این دستاوردها برای حفظ و تداوم نیازمند همدلی و هماهنگی کلیه قوا و تغییرات ساختاری در نظام اقتصادی، بوروکراسی و تصمیم سازی کشور است که البته پیش بینی این موضوع به ویژه در برحه انتخابات ریاست جمهوری و آرایش و کنش و واکنش نیروهای جناح های سیاسی به ویژه گروه هایی که منافع تثبیت شده خودشان را با تغییرات ساختاری فوق الذکر در تعارض می بینند، کار مشکلی است.

تفکر ترامپ در اقتصاد 2017

مهمترین عاملی که عرصه سیاست، اقتصاد و حتی تفکر جهان در سال 2017 را تحت تاثیر قرار خواهد داد، اقدامات و عملکردهای ترامپ به عنوان رییس جمهور بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان خواهد بود؛ به عنوان نمونه افزایش نرخ بهره فدرال رزرو و تقویت شاخص دلار بر همه بازارها، ارزها و سرمایه گذاری ها اثر خواهد گذاشت و رشد اقتصادی مواد پایه را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد. سیاست های انزواطلبانه و درون گرایانه ترامپ، افزایش مخارج زیربنایی در آمریکا و رشد نرخ تورم این کشور، همه از مسایلی است که در صحنه اقتصادی جهانی بسیار نقش آفرین خواهد بود. اگر از این میان افزایش رقابت ها و نزاع های اقتصادی و حتی استراتژیک بین آمریکای ترامپ و سایر قدرت های اقتصادی مانند چین، اتحادیه اروپا، کانادا و حتی مکزیک را اضافه کنیم، درخواهیم یافت که چرا بسیاری از کارشناسان از فاجعه ترامپ سخن می گویند. البته بعضا انتخاب ترامپ را پایان نظمی می دانند که پس از جنگ جهانی دوم در سیاست، اقتصاد و فرهنگ جهان تکوین یافته بود و آن را آغازی بر یک نظم نوین جهانی تیره تر قلمداد می کنند. در واقع تمام دستاوردهای نخبه گرایانه قرن گذشته که به سمت جهانی شدن، اقتصاد آزاد، گسترش جهان شمول معیارهایی مانند حقوق بشر، آزادی های اساسی، حقوق اجتماعی و دموکراسی در حرکت بود، ممکن است با حرکت های قهقرایی موج پوپولیست به واسطه ناسیونالیسم اقتصادی، نژادگرایی، محدود کردن آزادی های فردی و گسترش کنترل های دولتی جایگزین شود. زمانی که ترامپ شکنجه را توجیه می کند و رسانه ها را به باد انتقاد می گیرد و مسایلی مانند حق سقط جنین، حقوق دگرباشان را تخطئه می کند و صراحتا از احداث دیوار جدایی در مرز مکزیک، اخراج لاتین تبارها و ممنوعیت ورود مسلمانان سخن می گوید، دیکتاتورها در سایر نقاط جهان هر عملی را مجاز خواهند دانست و سیاست در غرب، از «چپ در مقابل راست» به «باز در مقابل بسته» تغییر خواهد کرد و ممکن است دو نیمه پوپولیست ها و راست گرایان در جهان به حرکت درآید؛ مساله زمانی حادتر می شود که به پیروزی ترامپ این نکته اضافه شود که در این دوران برای اولین بار پس از حدود 28 سال در آمریکا نهادهای قدرت یکپارچه شده است و ترامپ عملا در ساختار قدرت ترامپ با هیچ مانعی مواجه نیست، بر این وضع پیش بینی ناپذیری، ناشناختگی، بی تجربگی و عدم پایبندی ترامپ به قواعد پذیرفته سیاسی را هم اضافه کنید تا وخامت اوضاع کاملا روشن شود. البته به احتمال قریب به یقین تحولات نیم قرن گذشته به قدری ریشه دار و ماندگار هستند و حافظان این نظام به قدری قدرتمند هستند که مانع فروپاشی آن شوند خصوصا اینکه در گذشته واپسماندگان و ناراضیان از نظم جهانگرایانه فجایعی از قبیل دو جنگ جهانی پدیدد آوردند. حداقل در عرصه اقتصاد جهانی، پوپولیسم و سیاست های حمایت گرایانه موجب کندی رشد اقتصادی، اقتصاد جهانی و سرآغاز یک رکود اقتصادی فراتر از رکود 2008 خواهد بود.

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا

اما مساله خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و تاثیر متقابلی که بر وضعیت اتحادیه اروپا و انگلستان بر اقتصاد جهانی خواهد گذاشت، این مساله موجب تضعیف بیشتر یورو و پوند در مقابل دلار و تقویت بیشتر دلار می شود که علاوه بر تاثیراتی که قبلا ذکر شد بر بخش تولید آمریکا نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت و رشد آرام اقتصادی آمریکا را کندتر می کند که متعاقبا ممکن است اختلاف های بیشتری میان فدرال رزور و سیاست های ترامپ را دامن بزند که می تواند باعث تشدید بحران ها شود. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا به خروج سرمایه از انگلستان و اتحادیه اروپا خواهد انجامید، البته هرچه فرآیند خروج طولانی تر شود، عدم اطمینان ناشی از آن و تاثیرات منفی بیشتر بر بازارهای ارز و سهام خواهد داشت که موجب کاهش سرمایه گذاری بنگاه ها و به عبارت دیگر کاهش رشد اقتصادی منطقه یورو می شود.

موج راست گرایی نیز، خود معضل دیگری است؛ خصوصا با توجه به انتخابات در دو قطب اصلی اتحادیه یعنی آلمان و فرانسه و احتمال پیروزی راست گرایان افراطی در فرانسه و تضعیف مرکل در آلمان ممکن است ناقوس مرگ اتحادیه اروپا را به صدا در بیاورد.

حل مناقشه سوریه

حل مناقشه سوریه، به ویژه به نحو موجود که به حفظ ساختار نظام سوریه خواهد انجامید، تاثیر مهمی بر وضعیت قدرت ها به لحاظ اقتصادی و استراتژیک در سطح منطقه و جهان خواهد گذاشت، خصوصا اگر با سیاست های انزواگرایانه و درون گرایانه ترامپ و برون گرایی و احیای نقش بین المللی روسیه همراه شود و چرخش به شرق ترکیه به صورت استراتژیک و نه تاکتیکی تداوم پیدا کند. تدوام درون گرایانه آمریکا که به جهت الزامات اقتصادی و سیاسی پس از دوران جرج بوش پسر و بحران اقتصادی 2008 که توسط اوباما آغاز شد چنانچه بر اساس شواهد در زمان ترامپ شدت بگیرد و با مسایلی مانند اظهارات تضعیف کننده ترامپ درباره ناتو و یا نگرش منفی او نسبت به متحدان عرب حوضه خلیج فارس تکمیل شود، نوعی خلا نسبی قدرت پدید می آورد که روسیه پوتین مشتاق به پر کردن آن است؛ این مساله زمانی در منطقه خاورمیانه پررنگ تر می شود که کاهش اهمیت استراتژیک خاورمیانه در منظر آمریکا به ویژه پس از بی نیازی به نفت آن و تمرکز بیشتر بر منطقه جنوب شرق آسیا و توفق نسبی ایران بر عربستان در رقابت های منطقه ای در عراق، سوریه، یمن و لبنان و تا حدی مسکوت ماندن وضعیت بحرین و حتی موفقیت دیپلماسی نفتی ایران در اوپک و اوضاع وخیم اقتصادی عربستان که آینده سیاسی این کشور را به چالش کشیده است را هم در نظر بگیریم و روابط استراتژیک ایران و روسیه و چرخش ترکیه اردوغان به شرق را هم به آن بیافزاییم. اگر سیاستمداران ما در این بین هوشمندانه عمل کنند و اولا اوضاع جدید منطقه را بازی با حاصلجمع صفر و مطلق گرایانه در نظر نگیرند و با بهره گیری از دستاوردهای موفقیت های فوق الذکر از موضع قدرت و دست بالا به سیاست تنش زدایی در منطقه بپردازند و مشکلات ایران با آمریکای ترامپ نیز در سطح کنترل شده مناقشات لفظی باقی بماند سال 2017 فرصت مغتنمی به لحاظ تقویت و تثبیت جایگاه ایران در خاورمیانه خواهد بود.

پس از حل مساله سوریه، اولویت منطقه ای ایران حل مساله یمن با همکاری روسیه و کشورهای میان روی حوزه خلیج فارس مانند عمان و حتی کویت؛ وضعیت سیاسی، اجتماعی و قومی و مذهبی یمن به نحوی است که امکان تسلط و یا نفوذ یک طیف یا گروه واحد بر سراسر آن ناممکن است؛ بنابراین ایران و روسیه باید با همکاری کشورهای فوق الذکر توافق متوازن بین حوثی ها، جنوبی ها و نیروهای علی عبدالله صالح و نیروهایی که هم اکنون تحت لوای منصور هادی تحت حمایت عربستان هستند، برقرار کنند؛ با توجه به اینکه کشور یمن به عنوان فقیرترین کشور عربی حتی پیش از فروپاشی اقتصادی ناشی از جنگ غیر از عربستان آن هم به دلایل امنیتی و همجواری با حوزه های نفتی و شیعه نشین جنوب آن کشور و تسلط بر باب المندب برای کشور دیگری اهمیت چندانی ندارد، ایران باید با محفوظ داشتن حوزه نفوذ خود در میان حوثی ها و قرار دادن آن ها در جایگاه برتر ساختار قدرت یمن، امتیاز در سایر میدان های منطقه ای مانند عراق، سوریه و لبنان از عربستان اخذ کند و یمن را به عربستان بسپارد. در این بین چنانچه خواهان تثبیت و گسترش حوزه نفوذ در منطقه در ضمن کاهش تنش های منطقه ای هستیم، باید نفوذ و ارتباطات خود را از شیعیان و علوی ها فراتر برده و کردها، اهل سنت، مسیحیان و سایر گروه ها را نیز در بر بگیریم و همراهی نسبی با ترکیه، پایان جنگ سوریه، توافق طوایف لبنان در انتخاب رییس جمهور و اقدامات تا حدی فراطایفی ایران در مبارزه با داعش در عراق در این زمینه بسیار کمک کننده خواهد بود.

تاثیر تحولات فوق الذکر در عرصه اقتصادی علاوه بر تغییر جو ناامنی، جنگ و تروریست که موجب فرار سرمیه، تمرکز بر نظامی گری و تخریب زیر ساخت های منطقه شده بود، می تواند احیاگر روابط سیاسی و اقتصادی ایران و جهان عرب باشد. در این بین چنانچه سیاستمداران ما بتوانند این مزیت های سیاسی و استراتژیک را به موقعیت ها و فرصت های اقتصادی تبدیل کنند و سهم درخوری از پروژه های بازسازی عراق، سوریه و یمن از محل کمک های بین الملی کسب کنند، فرصت ارزشمندی برای خروج اقتصاد ملی از رکود، فعال کردن ظرفیت های خالی تولید و صادرات خدمات فنی و مهندسی و حتی ایجاد بازار پایدار بلندمدت اقتصادی خواهد بود.

پیش بینی وضعیت اقتصادی ایران در سال 2017

چنانچه ذکر شد، عملکرد تیم اقتصادی دولت قابل قبول بوده است؛ حذف عارضه تورم دو رقمی که از سال 1354 همزاد اقتصاد ایران بوده و در سال های پایانی دولت قبل به بالای 40 درصد رسیده بود، دستاورد مهمی است اما آنچه تداوم این فرآیند مثبت را در سال 96 مخاطره آمیز می کند، این است که اولا تورم به هسته سخت و مقاوم خود رسیده است و کنترل آن دیگر صرفا با سیاست های پولی مقدور نیست؛ ثانیا عارضه حاد اقتصاد ایران وضعیت تورم رکودی ساختاری است. هم اکنون بر اساس تلاش های دولت تورم کنترل شده و شرایط اقتصادی به ثبات رسیده است. اولویت اصلی خروج از رکود است اما نکته اینجاست که تورم و رکود در یک شرایط پارادوکسیکال و تضادآمیز قرار دارند، یعنی چنانچه برای کنترل تورم سیاست های انقباضی و کاهش حجم نقدینگی لازم است، خروج از رکود سیاست های انبساطی و افزایش حجم پول را می طلبد در همین راستا در سال های اخیز دولت به ناگزیر به مقدار قابل توجهی حجم نقدینگی را افزایش داده است. این مساله تاکنون به دلیل کندی سرعت گردش پول و یا به اصطلاح نشست پول که به علت بالابودن نرخ بهره بانکی نسبت به نرخ بازدهی بخش واقعی اقتصاد بوده، تاثیر محسوسی در اقتصاد بر جای نگذاشته هرچند موجب رونق اقتصادی و خروج از رکود نیز نشده است. در سال 1396 اولا با کاهش نرخ بهره و بعضی محرک های دیگر اقتصادی دیگر ممکن است سرعت گردش و در نتیجه میزان تاثیرگذاری نقدینگی افزایش پیدا کند و چنانچه دولت نتواند این نقدینگی را به سمت بخش های مولد اقتصاد هدایت کند، ممکن است مانند سال های نه چندان دور به صورت نقدینگی سرگردان موجب گسترش سفته بازی در بازارهای مختلف شود و مجددا تورم افسارگسیخته را به اقتصاد ایران برگرداند؛ ثانیا هرچند کماکان نرخ بهره بانکی بالاتر از نرخ بازدهی بخش واقعی اقتصاد است اما بدون اصلاح و ساماندهی وضع بازار غیرمتشکل پولی و نیز بازتعریف و طراحی مجدد جایگاه و روابط بازار پول، بازار سرمایه و بخش واقعی اقتصاد، کاهش مجدد نرخ بهره امکان پذیر نیست، همچنین بانک ها در شرایط کنونی توان تحمل کاهش بهره بیش از این راه ندارند؛ این مهم بدون تغییر ساختاری در نظام بانکی عملا ناممکن است.

در زمینه رشد اقتصادی نیز هرچند دستاورد دولت در تبدیل رشد اقتصادی منفی 6 درصدی دولت قبل به رشد حدود 5 درصد قابل تقدیر است اما تبدیل رشد منفی به مثبت با فعال کردن ظرفیت های معطل مانده اقتصادی انجام می شود، به ویژه اینکه بخش اصلی این رشد به علت افزایش قابل توجه تولید و صادرات نفت، میعانات و پتروشیمی پس از برجام حادث شده است. تداوم و تعمیم این رشد مستلزم اصلاحات ساختاری متعددی است که به سادگی مقدور نیست. چنانچه دولت توان فایق آمدن بر مسایل فوق الذکر را نداشته باشد و نتواند شرایط اقتصادی را از رکود خارج کند، با توجه به انباشته شدن معضلات متعدد اقتصادی و اجتماعی در سال های گذشته مانند خیل عظیم جویندگان کار، کارخانجات تعطیل و یا با ظرفیت های راکد، حقوق های معوقه، سفره های کوچک شده، شکاف های طبقاتی و سایر مسایل، ممکن است طبق نظر برخی کارشناسان چالش های اقتصادی به چالش های اجتماعی، سیاسی و امنیتی بدل شود اما اصلاحات ساختاری و گذار از تنگناهای اجتماعی فوق الذکر به تنهایی از عهده دولت خارج است و همدلی و همراهی تمام قوا تحت لوای رهبر معظم انقلاب در اجرای منویات ایشان در اصول اقتصاد مقاومتی را طلب می کند. در صورتی که اصلاحات اقتصادی ایران به نحو بنیادی صورت بگیرد، فرصت بی بدیلی برای اقتصادی ایران پدید خواهد آمد.

ارسال خبر به ديگران

نام شما:
ايميل شما:
ايميل گيرنده:
توضيح:
کلیدواژه ها : اقتصاد ایران و جهان     |     ترامپ     |     اقتصاد ایران     |    
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
مشاهده نظرات
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
جستجو در این شماره
پیشنهاد اول
از دیپلماسی اقتصادی تا صلح منطقه‌ای «مغلطه پنجره شکسته»، تزی است اقتصادی و ضد جنگ‌. باستیا، اقتصاددان کلاسیک ‌از این تز برای رد توجیه اقتصادی جنگ استفاده کرد تا اثبات کند تخریب و ...
آرشیو
گزارش
گفتگو
مقالات آموزشی
یادداشت
تازه ترین اخبار