یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ الأحد ١٣ رمضان ١٤٣٩ Sunday, May 27, 2018
نشریه فعالان اقتصادی
کد خبر : ۱۸۰۷ گروه : تجارت و بازرگانی تاریخ انتشار :یکشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۵
بررسی روند بازار ارز در گفت و گو با مدیر قطب اقتصاد بین الملل دانشگاه اصفهان: در جنگ ارزی بازنده هستیم

بازار ارز بعد ارز ثبات نسبی که بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم داشت، در هفته های اخیر مجددا دچار نوسانات قابل توجهی شد که سبب نگرانی فعالان اقتصادی شد. به منظور بررسی نوسانات ارز و راهکارهای مدیریت این بازار گفت و گویی با «سید کمیل طیبی» استاد اقتصاد بین الملل دانشگاه اصفهان و مدیر قطب اقتصاد بین الملل  دانشگاه اصفهان و مشاور رییس دانشگاه در امور بین الملل و مدیر دفتر علمی بین المللی داشتیم که در ادامه می خوانید:

لطفا در ابتدای بحث، قطب اقتصاد بین المللی دانشگاه اصفهان را معرفی کرده و ضرورت ایجاد آن چیست؟

حدود 5 سال پیش قطب اقتصاد بین الملل توسط دانشگاه اصفهان به وزارت علوم پیشنهاد شد و با تصویب در  وزارت علوم فعالیت آن آغاز شود. فعالیت این قطب در اولین دوره پشت سر گذاشته شده و وارد دومین دوره خودش شده است که وزارت علوم باید تعیین کند که دومین دوره آن در چه زمانی برگزار می شود. قطب به عنوان مرجع علمی شناخته می شود و به صورت بخشی از دستگاه دولتی مثل دانشگاه اصفهان است، اما قطب با توجه به ویژگی ها و وزنه علمی که در رشته خاص گروه اقتصاد دارد توانسته به عنوان قطب علمی و مرجع علمی شکل بگیرد، در این قطب بر اساس اهدافی که تعریف شده، در دو زمینه نظری و کاربردی در حوزه تجارت بین الملل و حوزه مالی بین الملل شکل گرفته و این قطب علمی به عنوان یک مرجع علمی شکل گرفته و نشان می دهد که در این دو حوزه صاحب نظر هستیم، در عمل ما ترکیبی از اعضای هیات علمی داریم که هم در دانشگاه اصفهان و هم در حوزه تجارت در حوزه بین الملل صاحب نظر هستند و با همکاری افراد برجسته و متخصص در حوزه اقتصاد بین الملل که هم جنبه داخلی و هم بین الملل دارد، این قطب را تشکیل دادیم.

از دستاوردهای علمی که قطب علمی برای جامعه علمی و فضای جامعه کشور داشته صحبت کنید.

قطب علمی در تلاش است که اولا مرز دانش را در حوزه اقتصاد بین الملل و حوزه تجارت و مالی پیش ببرد، این هدف عمده ای است که اولا باید در زمینه تربیت نیروی انسانی کار شود و علاوه بر آن بتواند مسائل جامعه را حل کند، برای مثال یکی از مسائل مهم در جامعه، مشکلات بازار ارز است. قطب به دنبال آن است که با مستند سازی و با یک فرایند دامنه دار، به تحقیقات و آموزش کمک کند و در اقتصاد کشور، بازار خودش را به دست بیاورد و با استحکام این بازار بتواند برای نوسان هایی که در بازار ارز اتفاق می افتد ضربه گیر باشد. یکی از هدف های مهمی که قطب ظرف چند سال عمر خودش دنبال کرد در واقع ایجاد یک سند برای قاعده گذاری در بازار ارز بوده است، نه از جهت اجرا بلکه از جهت نظری و ارائه راهکارها برای سیاستگذاری بانک مرکزی، این تلاشی است که قطب انجام داده و امیدواریم در آینده هم نمود بیشتری پیدا کند، مثلا دفاع علمی قطب از یکسان سازی نرخ ارز و اینکه در چه شرایطی و چه برهه ای و با چه امکاناتی می تواند این اتفاق بیافتد.

اکنون خروجی این کار شما چه بوده و کدام نظام ارزی مورد تایید قطب علمی اقتصاد بین الملل است؟

خروجی ای اهمیت دارد که بر سیاست از طرف یک مرجع علمی تاکید شود این موضوع دارای اهمیت است که وقتی قطب علمی با ارائه نظرات مدافع سیاست های مناسب ارزی است، کار دقیق و درستی است و خروجی این مطالعه برمی گردد به ارایه راهکارهایی در این سند، با توجه به اینکه وقتی یکسان سازی می شود باید دید به اصطلاح چه دیدگاهی بعد از آن دنباله روی می شود، این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است و دیدگاه قطب اقتصاد بین الملل در بازار ارز برمی گردد به اینکه سیستم شناوری را شاهد باشیم که در بلند مدت جواب می دهد.

این سیستم شناورکه مد نظر شماست، سیستم شناور تئوریک است یا سیستم شناور مدیریت شده؟ و یا یک بینابینی است؟

ببینید وقتی که از یک سیاست اقتصادی صحبت می شود به معنی این است که هر گونه سیاست گذاری و تصمیم گیری در هر زمینه ای نسبی است، در این رابطه اولا الگو سازی می تواند بر اساس تجربه کشورهای دیگر اتفاق بیافتد و چه بسا کشورهایی که قبلا سیاست یکسان سازی به اصطلاح به تدریج شناورسازی را در بازار ارزشان در نظر گرفته اند تجربیاتشان می تواند در ارایه الگوی نهایی دخالت داشته باشد، اما وقتی صحبت از شناور بودن نرخ ارز می کنیم و می گوییم کارساز است، برای اقتصاد ما است و چاره نهایی برای اقتصاد ما است و بر می گردد به اینکه شرایط نسبی را در نظر می گیریم، این موضوع هیچوقت به شکل مطلق شناور سازی اتفاق نمی افتد و وقتی به سراغ کشورهای با اقتصاد باز می رویم حتی در همین زمینه هم در برخی از ارکان بازار نظارت و دخالت می کنند و این موضوع برمی گردد به شرایط اقتصادی که وجود دارد .

فرمودید که در زمینه اقتصاد بین الملل تحصیل کرده اید و در این زمینه تخصص دارید اصلا چرا اقتصاد بین الملل مهم است؟

اقتصاد بین الملل از این جهت مهم است که اعتقاد دارد یک جامعه نمی تواند همه امکانات و نیازهای خود را خودش تامین کند، برای اینکه هر جامعه ای از یک رفاه نسبی برخوردار باشد باید هم خودش بتواند تامین کننده نیاز جوامع باشد و هم دست نیاز به سمت اقتصادهای جوامع دیگر دراز کند، هر جامعه ای دارای مزیت هایی است و به صورت نسبی طبیعتا فلسفه اقتصاد بین الملل را شکل می دهد و در مجموع یک مبادله و تعامل بین دو اقتصاد در یک منطقه یا هر سطحی از جهان فلسفه اقتصاد بین الملل را شکل می دهد.

آیا با دیدگاه شما امکان این هست که طرفینی که در اقتصاد بین الملل مراوده دارند، هر دو می توانند برنده(win- win) باشند؟

ما در اقتصاد بین الملل و مشخصا در تجارت دو ایده و دو پارادایم کلی را دنبال می کنیم یک اینکه تجارت بر اساس تفاوت شکل می گیرد ودیگر اینکه تجارت بر اساس تشابه است. فرض کنید دو کشوردارای تشابه اقتصادی هستند و یک مقدار پاردایم سنتی تر، وقتی که تفاوت وجود دارد، مثلا ما قادر هستیم که نفت تولید کنیم و ترکیه کالای دیگری مثل منسوجات را تولید می کند چون نفت در اقتصاد ما به صرفه هست برای ما مزیت نسبی دارد و به صرفه است و فهم اولیه ارزان بودن است البته نه به منزله اینکه کالایی دارای کیفیت نباشد، بلکه از لحاظ کمی فراوان برخوردار بوده و قاعدتا در جامعه ای که یک کالا فراهم است ارائه می شود به جامعه دیگری که آن کالا کمیاب است و این برای ما هم اتفاق می افتد. تعریف دقیق تر در اقتصاد بین الملل این است که خودکفایی یک امر منسوخ شده است و معنی نمی دهد که در همه زمینه ها همه فن حریف باشیم و همه کالا و خدماتمان را خودمان تهیه کنیم. این به معنی آن است که اتلاف منابع داشته ایم و خودمان را از امکان منابع ارزی محروم کرده ایم، اینجاست که این فلسفه شکل می گیرد و کمک می کند به توسعه اقتصادی و رفاه جامعه؛ البته ارزش ثروت به رفاه جامعه هم بستگی دارد.

اقتصاد بین الملل بسیار مهم است و کشورها باید روابط تجاری داشته باشند، اما مهمترین شاخصه ای که می تواند این موضوع را استحکام بخشد این است که کالا و خدمات صادر می شود و این تبادلات با واسطه ای به نام ارز، دلیل اهمیت نوسانات ارزی را هم بیان کنید.

در الگوی صادرات بین الملل تراز پرداخت داریم، یک طرف این تراز پرداخت حساب دریافت است و یک طرف حساب پرداخت است. این دریافت ها و پرداخت ها بر اساس اقلام مختلفی شکل می گیرد، مثلا کالا صادر و وارد می شود و به اینجا خلاصه نمی شود ما ورود و خروج سرمایه هم داریم و روی تراز، اثر گذار است و گاهی کسری بوجود می آید و گاهی مازاد ایجاد می کند که یا تورم زا می شود و یا رشد اقتصادی ایجاد می کند.

فلسفه ورود و خروج منابع ارزی برمی گردد به اینکه ما یک عمل اقتصادی انجام می دهیم یا نه میخواهیم کسری ها را جبران کنیم؟ خیلی وقت ها اقلام ما اقلام جبرانی می شود به طوری که می بینیم کسری حساب داریم، بنابراین 100 میلیون دلار از بانک مرکزی و صندوق بین المللی پول استقراض می کنیم این موضوع ماهیتا یک ماهیت دریافتی است و نهایتا باید برگشت داده شود تا در طول زمان کسری را پوشش دهیم و این جنبه حسابداری دارد. نقشی که دریافت ها و پرداخت های ارزی به خودشان می گیرند، با اهداف اقتصادی شکل می گیرد، اگرچه می تواند اهداف غیر اقتصادی مثل اقلام جبرانی را هم در بربگیرد.

مکانیسم تاثیرگذاری نرخ ارز بر اقتصاد کشور چیست؟

اینجا این سوال در ذهن پیش می آید که این نرخ ها از کجا شکل گرفته، ما می گوییم هر پوند دو دلار می ارزد و هر دلار 4 هزار تومان می ارزد، منبع و جایگاه این ارزش گذاری کجاست؟این موضوع برمی گردد به ساختار و بنیه تولید و اقتصاد، هرچه بازار ما شفاف تر باشد، این نرخ، واقعی تر و حقیقی تر تعیین می شود، مهم این نیست که بگوییم هر دلار 4 هزار تومان می ارزد، مهم این است که هر ریال در مقابل دلار چقدر است؟ ما در یک دوره زمانی فرایند تغییرات را باید ببینیم، اگر ریال در مقابل کاهش ارزش پول ملی و ارزش تولید هم بر اساس سازمان تولید هست چون ممکن است در بخش های مختلف تولید داشته باشیم و نوع تولید دارای ارزش افزوده بالاتری باشد، در واقع اگر سرمایه گذاری رشد پیدا کند منبع مهمی برای تولید خواهد شد و این فاکتورها را باید در نظر بگیریم که اگر تغییراتی حتی در مسائل غیر اقتصادی هم اتفاق بیافتد، قطعا در زمینه تغییرات نرخ ارز خواهد بود.

اما سوال ما این است که خود نرخ ارز چه تاثیری بر اقتصاد دارد؟یا سیاست های ارزی چه تاثیری بر اقتصاد دارد؟

ما معمولا در نظام اقتصادی شاخص ها و متغیرهایی داریم که درونزا هستند و در سیستم

و نظام اقتصادی اندازه شان مشخص می شود، مثلا در تولید نمی توانیم بگوییم که 500 میلیارد تولید ناخالص ملی داشته ایم، این مقدار براساس کارکرد اقتصاد بوده که متغیر درونزا است، در داخل سیستم اقتصادی ایران باید تولید انجام شود و متغیر هم داریم و این متغیرها برونزا است.نرخ ارز یک متغیر برونزا است. اگر نگاهمان با یک نگاه برونزا باشد سیستم تثبیت شده ای داریم که باید برای نرخ ارز پشتوانه ایجاد کند ولی اگر دچار کمبود ارز شود، در کنارش بازار دیگری شکل می گیرد و وقتی پول خارجی گران می شود، اثرش روی قیمت های داخلی است، یعنی هزینه تولید را افزایش داده است. این هزینه تولید یعنی تورم. این تورم وقتی ادامه پیدا کند به رکود تبدیل می شود، به عبارتی شرایط رکود تورمی اتفاق می افتد که منشا آن نرخ ارز بوده ونگرش ما یک نگرش برونزا بوده اما کارکردش درونزا شکل گرفته و بازار ارز رقیب تاثیرگذاری بوده و وقتی همواره به صورت تثبیت شده نگهداری می کنیم با تغییر نرخ می تواند سرکوب مالیاتی اتفاق بیافتد.

در یک ماه اخیر نوسانات خیلی زیادی در بازار ارز داشتیم در واقع افزایش قیمت هایی که در بازار نوسان ایجاد کرده شما ریشه این کار را از کجا می بینید؟

من علاقمندم که تحولاتی که در بازار ارز اتفاق افتاد را موشکافی کنم، عوامل تاثیرگذار را باید شناسایی کرد. به طور رسمی بانک مرکزی موضعش این است که چون دلار در مقابل یورو موضعش تقویت شد و ارزشش بالا رفت، گران شدن دلار در مقابل ارزان شدن ریال هم تاثیر گذار بود. دیگری بر می گردد به اینکه ما شرایط بعد از برجام را هم باید در نظر بگیریم، تقاضا برای سرمایه گذاری، تقاضا برای خرید کالاها که در دوران تحریم دسترسی به کالاها به آنها کمتر بوده است و انتظار برای اینکه تقاضای فیزیکی ایجاد شود برای دلار که بر روی نرخ ارز تاثیر گذار است اما دو اتفاق مهم ظرف این دو سه ماه ایجاد شد یک کمبود منابع ارزی و دوم از ناحیه عدم تحقق سرمایه گذاری هایی که باید اتفاق بیافتد و دیگری تثبیت نرخ ارز .یعنی تثبیت دلار روی مثلا قیمتی که اتفاق افتاد نشان می داد که بر اساس قیمت و برابری قدرت خرید اتفاق نیافتاد و  این دودلیل عمده باعث شد این نوسان ها اتفاق بیافتد و حالا که داریم می گوییم افزایش در نرخ ارز اتفاق بیافتد و این یعنی اینکه اقتصاد به دنبال تعادل های جدیدی است که در اقتصاد شکل می گیرد و جنبه درونزایی متغیر است که بازار غیر رسمی است دارد شکل می گیرد.

به عنوان کسی که جز اساتید نخبه ارز در کشور هستید راهکار ساماندهی بازار نرخ ارز چیست و چه نسخه ای باید برای این موضوع تجویز شود؟

مطمئنم که خود دولت و بانک مرکزی هم در واقع به این مساله اعتقاد دارد و گرچه این موضوع هزینه زا هست. البته خود من هم اگر به عنوان رییس کل بانک مرکزی مسئولیت داشتم، محافظه کارانه برخورد می کردم، اما در واقع این صورت مساله ای هست که پاسخ روشنی هم دارد، فارغ از ملاحظات سیاسی و اجتماعی، که اگر بخواهیم این فاکتورها را وارد کنیم محافظه کارانه برخورد می شود، آنچه که تا اکنون هم انجام شده است، البته یکسری واقعیت های دیگر هم هست که برمی گردد به روابط بین بانکی که بین ایران و کشورهای دیگر شکل نگرفته و سمت مالی و بازارهای مالی دنیا هنوز به این باور نرسیده اند که این تحریم ها را کنار بگذارند، همه اینها باعث می شود که همه شرایط در نظر گرفته شود با توجه به اینکه چاره اصلی یکسان سازی است و من به عنوان یک کارشناس می توانم این را مطرح کنم که باید شرایط بعد از یکسان سازی را هم در نظر بگیریم .در واقع یک رژیم تثبیت شده است که تسلسل باطلی است و یا یک رژیم شناور است که استراتژی اقتصادی را شامل می شود و باید در راستای نهادینه کردن رژیم شناور باشد.

دو مساله داریم که بسیار بر روی آنها مانور داده می شود، یکی جنگ ارزی است و دیگری مقوله پیمان های منطقه ای ارزی است آیا این دو موضوع به نفع کشوری مثل ایران هست؟ با توجه به اینکه ارزی که داریم ضعیف است. بستن پیمان با چین و یا روسیه تبعاتش بیش از استفاده از دلار هست یا خیر؟

ما در جنگ ارزی بازنده هستیم چون نمی توانیم به عبارتی شرایطی را در نظر بگیریم که یک طرف پول ضعیف باشد و طرف رقیب پول قوی باشد مگر اینکه یک تفکر سوداگرانه پیش روی این داستان باشد و فکر شود در این جنگ ارزی یک سری سود می برند که دلالان ارزی هستند و البته وقتی بهبود در رشد اقتصاد ایجاد شود زمینه این جنگ ارزی از بین می رود یعنی زمانی که مردم جامعه و خانوارها احساس کردند ارز مثل زمین و ساختمان حکم دارایی را ندارد و نگهداری ارز هم حکم دارایی را ندارد بلکه ذخیره ارزشی برای انجام دادن یک کار اقتصادی می شود خود به خود جنگ ارزی از بین می رود و این جنگ به ضرر کل اقتصاد است چون در جنگ ارزی فقط گروه های مافیا و دلالان که منافعشان در اینگونه منافع هست به وجود می آید و در هر حال به ضرر جامعه است. اما در زمینه پیمان های اقتصادی این ایده خوبی است که پیمان منطقه ای و گسترش بازار را داشته باشیم که معادل ارز بیشتر و منابع ارزی بیشتری هم خواهید داشت و قدرت دفاع در مقابل و قدرت مبادله اقتصادی را با سایر مناطق دیگری از دنیا خواهند داشت. اما اگر مبادلات تهاتری و پایاپای باشد رابطه خوبی نخواهد داشت و پایدار نخواهد بود چون قدرت تنوع گرایی را از بین می بریم چون مبادله ما به شکل محدود خواهد شد.

ارسال خبر به ديگران

نام شما:
ايميل شما:
ايميل گيرنده:
توضيح:
کلیدواژه ها : مشکلات ارزی     |     بازار ارز     |     اقتصاد     |    
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
مشاهده نظرات
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
جستجو در این شماره
پیشنهاد اول
از دیپلماسی اقتصادی تا صلح منطقه‌ای «مغلطه پنجره شکسته»، تزی است اقتصادی و ضد جنگ‌. باستیا، اقتصاددان کلاسیک ‌از این تز برای رد توجیه اقتصادی جنگ استفاده کرد تا اثبات کند تخریب و ...
آرشیو
گزارش
گفتگو
مقالات آموزشی
یادداشت
تازه ترین اخبار