یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ الأحد ١٣ رمضان ١٤٣٩ Sunday, May 27, 2018
نشریه فعالان اقتصادی
کد خبر : ۱۸۴۲ گروه : خبر نامه تاریخ انتشار :چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵
صنعتی متوهم

گردشگری پس از نفت و خودروسازی، سومین صنعت درآمدزای جهان است. بر‌اساس گزارش اثرات اقتصادی سفر و گردشگری در جهان "‌WTTC‌" که در مارس ۲۰۱۶ منتشر شد، صنعت گردشگری حدود ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان یعنی چیزی در حدود ۷ میلیارد و ۱۷۰ میلیون دلار آمریکا را شامل می‌شود و تا یک دهه آینده، GDP این صنعت سالیانه تا ۴ درصد رشد خواهد داشت.

گردشگری پس از نفت و خودروسازی، سومین صنعت درآمدزای جهان است. بر‌اساس گزارش اثرات اقتصادی سفر و گردشگری در جهان "‌WTTC‌" که در مارس 2016 منتشر شد، صنعت گردشگری حدود 10 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان یعنی چیزی در حدود 7 میلیارد و 170 میلیون دلار آمریکا را شامل می‌شود و تا یک دهه آینده، GDP این صنعت سالیانه تا 4 درصد رشد خواهد داشت. در حال حاضر از هر 11 شغل در سطح جهان، یک شغل نیز در ارتباط با این صنعت بوده و تا سال 2026 گردشگری 370 میلیون شغل را در کل جهان تحت پوشش خود قرار می‌دهد که معادل یک شغل از هر 9 شغل خواهد بود‌. از سوی دیگر، آمارهای جهانی نشان میدهد شمار گردشگران بین‌المللی هم در حال افزایش است. بر این اساس، میزان گردشگران ورودی در کشورهای جهان از 25 میلیون نفر در سال 1950 به یک میلیارد و 186 میلیون نفر در سال 2015 رسیده ‌که کشورهای فرانسه، ایالات متحده امریکا و اسپانیا به ترتیب سه جایگاه نخست را به خود اختصاص داده‌اند، اما سه جایگاه اول از نظر میزان درآمدهای حاصل از گردشگری به ترتیب به کشورهای ایالات متحده، چین و اسپانیا تعلق داشته است. یعنی از یک‌هزار میلیارد و 260 میلیون دلار درآمد ناشی از این صنعت، آمریکا، چین و اسپانیا بیشترین بهره را برده‌اند و البته کشورهای آسیایی سهم قابل توجهی را نداشته‌ند. در طول دهه گذشته، آسیا از نظر سهم کل گردشگری در GDP گرچه به طور سنتی از سریع‌ترین رشد برخوردار بوده است. اما در سال 2015 از سرعت رشد این منطقه به شدت کاسته شد و از 7/6 درصد در سال 2014 به 7/3 درصد در سال 2015 رسید. این مسأله عمدتاً به دلیل ضعف شمال شرق آسیا، به ویژه کشورهای ماکائو، هنگ­ کنگ، تایوان و کره جنوبی بود. این ضعف عملکردی در شمال شرق آسیا در شرایطی به وقوع پیوست که گردشگری توانست چیزی در حدود 27 میلیارد و 341 میلیون دلار در تولید ناخالص داخلی ایران سهم داشته باشد، یک هزار و 398 هزار نفر را به‌صورت مستقیم یا غیر‌مستقیم در فعالیت‌های مرتبط با این حوزه درگیر کند و حدود 3 میلیاد و 307 میلیون دلار‌ از کل سرمایه کشور را به این صنعت اختصاص دهد‌؛ هرچند 92/6 درصد از کمک‌ مستقیم گردشگری به تولید ناخالص داخلی ایران در ارتباط با گردشگران داخلی و تنها 7/4 درصد از دریافتی آن‌ها، مربوط به گردشگران ورودی از کشورهای همسایه بود."کشورهای عراق، آذربایجان و افغانستان مبدا بسیاری از گردشگران ورودی به ایران به شمار می‌روند."

اما چرا ایران با وجود رشد سریع صنعت گردشگری در آسیا و در عین حال با برخورداری از پتانسیل‌های فراوان و به ظاهر طی کردن روند رشد در این بخش نتوانست رشد واقعی خوبی داشته باشد و در میان 141 کشور در سکوی 97 ‌ام ایستاده است؟ تمام دولت‌هایی که در کشور ما بر سر‌کار آمده‌اند بر توسعه گردشگری تاکید و به درآمد آن امید بسته‌اند تا ایران را از تکیه بر درآمد فروش نفت خلاص کنند. نقطه عطف این پنداشت هم سال 1375 بوده که سازمان ایرانگردی و گردشگری را بدون مشورت کارشناسان به سازمان میراث فرهنگی ملحق و بودجه‌های پژوهشی میراث فرهنگی را به سازمان -‌ معاونت گردشگری -‌ سرازیر کردند. یا در دولت نهم و دهم که بیش از هر زمانی همه دچار توهم بودند و گفته شد که در عرض 10 یا 20 سال ایران را به حد کشورهای طراز اول در زمینه صنعت گردشگری جهان مانند مصر، ترکیه، یونان، ایتالیا و امثالهم‌ می‌‌رسانند. غافل از اینکه با خوش‌خیالی‌های تکنوکراتی و معرفی‌کردن صنعت گردشگری به عنوان یک صنعت هنجارگریز و حتی هنجارستیز نمی‌توان به این اهداف دست یافت. بلکه بایستی به صورت اساسی برای رفع مشکلات پایه‌ای اقدام کرد. و البته در کنار آن فراموش نکرد که اقتصاد ما همواره یک اقتصاد رانتینری وابسته به نفت بوده است و قطعا تغییر دادن آن با سرمایه‌گذاری صرف بر روی صنعتی چون گردشگری ممکن نیست ولی می‌تواند بی‌تاثیر هم نباشد. گردشگری در ایران در درجه نخست نیاز به یک نظام ساختارمند، استراتژی اصولی مدیریتی و ارزشگذاری اقتصادی دارد. پس از آن لازم است که همه فعالان این عرصه از سیاستگذار گرفته تا راهنمای گردشگر را درگیر یک چالش تغییر باور کرد. متاسفانه این باور نامناسب شکل گرفته که توسعه صنعت گردشگری ارزش‌های پذیرفته‌شده نظام را به چالش می‌کشد. پس بی‌توجهی به این صنعت موجب صیانت از ارزش‌های پذیرفته‌شده از سوی نظام جمهوری اسلامی و مردم مسلمان ایران است.در حالی که گردشگری مانند هر صنعت مدرن دنیا تنوع و گونه‌های مختلفی دارد که هر کشور و نظام فرهنگی مطابق اولویت‌های خود می‌تواند از آن بهره‌مند شود و این صنعت را در پیشبرد توسعه در کشور همراه کند. بوم‌گردی، گردشگری مذهبی، گردشگری سلامت، گردشگری فرهنگی- تاریخی برجسته‌ترین گونه‌های این صنعت هستند که به‌خوبی در ایران می‌توان از آنها استفاده کرد. این گونه‌های گردشگری نه‌تنها با ارزش‌های پذیرفته‌شده مغایرت ندارد بلکه حتی می‌تواند مقدم بر هر نوع صنعت دیگر قرار گیرد. امروزه در کشورهای مختلف دنیا از وجود چشمه‌های آب گرم، غارهای نمکی، دریاچه‌های لجن و... برای جذب گردشگری‌های سلامت استفاده می‌کنند، اما در ایران هنوز برنامه‌ریزی مناسب در این مورد انجام نشده و ظرفیت بزرگ این بخش از گردشگری مانند دیگر بخش‌های این صنعت نادیده گرفته شده است. از سویی تاسیسات امروز گردشگری، برای جذب گردشگر خارجی در ایران کافی نیست. برای مثال و در مقطعی‌ترین سطح آن، بیشتر هتل‏های کشور یک و 2 ستاره (40درصد+28درصد) و تنها 3 درصد از هتل‏ها پنج ستاره هستند. این موضوع نشان می دهد که کشور به لحاظ کیفیت هتل از وضع مطلوبی برخوردار نیست.گزارش رقابت‌پذیری سفر و گردشگری مجمع جهانی اقتصاد هم اثبات می‌کند که ایران به لحاظ «زیرساخت خدمات گردشگری» وضعیت مطلوبی ندارد (رتبه 119 ام در میان 141 کشور). در این میان، وضعیت «تعداد اتاق هتل برحسب هر 100 نفر» نیز به‌عنوان یکی از گویه‌های رکن «زیرساخت خدمات گردشگری» از نقاط ضعف گردشگری ایران به حساب می‌آید. (رتبه 113 در میان 141 کشور). بنابراین می‌توان ادعا کرد که ایران در میان کشورهای رقیب و منطقه از لحاظ وضعیت هتل‏ها در سطح مطلوبی قرار ندارد و رقابت موفق در صنعت گردشگری منوط به توجه بیشتر به این زیرساخت است. از سویی دیگر صنعت گردشگری فقط با ایده و نوآوری بخش خصوصی و حمایت و همراهی بی‌چون و چرای بخش خصوصی رشد می‌کند و قدرت می‌گیرد. قدرتی غیرقابل انکار که هر کشوری را نگین منطقه می‌کند. سرزمین پهناور ایران که گردشگر در یک روز هم می‌تواند کوه را ببیند و هم در ساحل دریای آن آرام بگیرد، قطعاً یکی از جذاب‌ترین نقاط جهان است که اگر توانایی‌ها و امکاناتش با خلاقیت و نوآوری متخصصان و کارشناس‌های ایرانی درآمیزد می‌تواند به رتبه‌ای بالاتر از برخی کشورهای منطقه که حالا گردشگری به دومین منبع تامین اقتصاد آنها تبدیل شده بنشیند. بنابراین اگر می‌خواهیم در این صنعت، شاخص تولید ناخالص داخلی از 27میلیارد و 341 میلیون دلار در سال 2015 به 49میلیارد دلار در سال 2026 و حجم سرمایه ‌مان به شش میلیارد و 600 میلیون دلار در آن سال برسد باید اقداماتمان نیز نشان از افزایش تمایل حقیقی به توسعه گردشگری در کشور و توجیه‌پذیر کردن سرمایه‏گذاری در این صنعت داشته باشد و مهمتر از آن باور کنیم که همیشه تغییر باورها بد نیست و گاه باید راه‌های تجربه ناشده را تجربه کرد.

سید رضا حسینی 

ارسال خبر به ديگران

نام شما:
ايميل شما:
ايميل گيرنده:
توضيح:
کلیدواژه ها : سید رضاحسینی     |     اقتصاد گردشگری     |     گردشگری     |    
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
مشاهده نظرات
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
جستجو در این شماره
پیشنهاد اول
از دیپلماسی اقتصادی تا صلح منطقه‌ای «مغلطه پنجره شکسته»، تزی است اقتصادی و ضد جنگ‌. باستیا، اقتصاددان کلاسیک ‌از این تز برای رد توجیه اقتصادی جنگ استفاده کرد تا اثبات کند تخریب و ...
آرشیو
گزارش
گفتگو
مقالات آموزشی
یادداشت
تازه ترین اخبار