یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ الأحد ١٣ رمضان ١٤٣٩ Sunday, May 27, 2018
نشریه فعالان اقتصادی
کد خبر : ۱۸۴۹ گروه : خبر نامه تاریخ انتشار :یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵
از دیپلماسی اقتصادی تا صلح منطقه‌ای

«مغلطه پنجره شکسته»، تزی است اقتصادی و ضد جنگ‌. باستیا، اقتصاددان کلاسیک ‌از این تز برای رد توجیه اقتصادی جنگ استفاده کرد تا اثبات کند تخریب و نابودی، شکوفایی و تولید به بار نمی‌آورد بلکه این اقتصاد بهینه است که می‌تواند صلح و پایداری را برای جوامع انسانی به همراه داشته باشد؛ آن‌هم جامعه‌ای که مقوله امنیت در آن دیگر صرفاً در چارچوب مفهومیِ امکان تنازع میان دولت‌ها و منازعات نظامی نمی‌گنجد و پی‌جوییِ امنیت از طریق توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میسر می‌شود.

«مغلطه پنجره شکسته»، تزی است اقتصادی و ضد جنگ‌. باستیا، اقتصاددان کلاسیک ‌از این تز برای رد توجیه اقتصادی جنگ استفاده کرد تا اثبات کند تخریب و نابودی، شکوفایی و تولید به بار نمی‌آورد بلکه این اقتصاد بهینه است که می‌تواند صلح و پایداری را برای جوامع انسانی به همراه داشته باشد؛ آن‌هم جامعه‌ای که مقوله امنیت در آن دیگر صرفاً در چارچوب مفهومیِ امکان تنازع میان دولت‌ها و منازعات نظامی نمی‌گنجد و پی‌جوییِ امنیت از طریق توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میسر می‌شود. او با مثالی نشان می‌دهد که روی کاغذ جنگ ممکن است راهی برای برون‌رفت از بحران و رکود اقتصاد سرمایه‌داری باشد، اما حتی یک اقتصاددان محافظه‌کار نیز چنین توصیه‌ای را به رهبران یک کشور نمی‌کند چراکه با توسعه اقتصادی و یک اقتصاد پایدار می‌توان به هدف مطلوب‌تری دست‌یافت و چه‌بسا فراتر از آن رفت. فکر کنید پسر مردی پنجره خانه‌ای را می‌شکند. ناظران می‌توانند این کار پسر را به نفع اقتصاد کشور بدانند چراکه پدر مجبور است که پول شیشه را بدهد و برای شیشه‌گر کار ایجاد می‌شود و به همین ترتیب قدرت خرید شیشه‌گر نیز بالا رفته و به‌طور کل چرخ اقتصاد آن محله یک گام به جلو برمی‌دارد؛ اما این تنها نیمی ‌از داستان است؛ وقتی پدر آن پسر مجبور شود که بهای شیشه را بپردازد، از درآمدش کم شده و درنتیجه مجبور خواهد شد که برای مثال کفش یا دیگر کالا‌ها را نخرد و بدین ترتیب یک مشتری از کفاش کم خواهد شد. بدین ترتیب واقعاً چرخ تولید با این تخریب برانگیخته نمی‌شودو تخریب نه تنها نمی‌تواند تولید را به حرکت وا‌دارد بلکه آن را متوقف می‌کند؛ کما اینکه شواهد نیز نشان داده‌اند جنگ (به‌خصوص جنگ‌های طولانی‌مدت با عواقب نامعلوم) باعث افزایش بدهی‌‌های دولت، نرخ بهره و درنتیجه وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی کشورها می‌شود. برای مثال، بدهی آمریکا (به‌صورت نسبتی از تولید ناخالص داخلی) در سال ۲۰۰۱ یعنی پیش از آغاز «جنگ علیه ترور» ۳۲.۵ درصد بود اما در سال ۲۰۰۷ به ۳۶.۲ درصد و در پایان سال ۲۰۱۱ به ۶۹.۴ درصد افزایش یافت‌. همچنین شواهد نشان داده که افزایش در میزان بدهی به نسبت ۱ به ۳.۵ افزایش در نرخ بهره را به همراه دارد و به این دلیل، عواقب جنگ آمریکا در افغانستان و عراق، وضعیت اقتصادی این کشور را نابسامان‌تر کرد. البته جنگ‌ها فقط نظامی نیستند و گاهی نیز مراودات غیر نظامی می‌تواند آثار منفی داشته باشد چرا که رفتارهای دیپلماسی اقتصادی بر سیاست صلح و امنیت تاثیر مستقیم دارد و همزمان اکت‌های سیاست خارجی و امنیتی نیز بر دیپلماسی اقتصادی تاثیر می‌گذارند و این روایت، رفت و برگشتی و تابع رفتار سیکلی است. مصداق عینی برای تائید این ادعا نیز می‌تواند روابط اقتصادی عربستان و سوئد با فاکتور گرفتن مراودات نظامی آن‌ها باشد. دولت عربستان سال‌های طولانی به عنوان مهمترین شریک تجاری بازرگانی سوئد در خاورمیانه به شمار می‌رفت تا جایی که صادرات سوئد به عربستان بر اساس گزارش وزارت امور خارجه این کشور بالغ بر 48 / 1 میلیارد یورو در سال 2011 بود اما در پی اظهار نظر یکی از مقامات ارشد سوئد درباره نقش زنان در جامعه عربستان و در پی انتقاد شدید اللحن کارین انستروم‌، وزیر دفاع سوئد از عربستان و دیکتاتور خواندن نظام این کشور، مروادات تجاری آنها تحت تاثیر قرار گرفت و سوئد که خود را از فمنیست‌ترین کشورهای جهان قلمداد می‌کند یکی از مهمترین مشتری‌هایش را از دست داد و اثبات کرد که روابط خارجی تنش آمیز نیز می‌تواند از مسیر تضعیف امنیت ملی و افزایش ریسک و نااطمینانی برای سرمایه گذاری، موجبات کاهش رشد اقتصادی را فراهم کند. اما مصداق مثبت این رفتار سیکلی در دیپلماسی سیاسی، اقتصادی و امنیت ملی نیز وجود دارد که اثبات می‌کند برهم کنش و سینرژی بین دیپلماسی سیاسی و توسعه اقتصادی می‌تواند به طور قطع تعارض و تضادها را رفع کند و از آنجایی که دیپلماسی اقتصادی، در ذیل مفاهیم مهمی مانند جهانی شدن، روابط بین‌الملل، دیپلماسی و استراتژی اقتصاد آزاد تعریف شده، در حوزه پارادایم‌سازی، مفهوم‌سازی و تدوین دکترین اقتصاد توسعه بهینه، صلح و امنیت را هم به همراه آورد. نمونه عینی آن مروادت تجاری ایران و فرانسه است؛ در حالی که وزن سیاسی بالا و صنعت پیشرفته، فرانسه را به عنوان یکی از قدرت‌های سیاسی و اقتصادی جهان و یکی از موتورهای محرکه اتحاد اروپایی معرفی می‌کند؛ موقعیت ژئوپلتیک، منابع سرشار زیرزمینی و انرژی، توان و نفوذ بازیگری بالای منطقه‌‌ای، جایگاه ایران را به عنوان یکی از مهمترین قدرت‌‌های منطقه‌ای برای همگان تثبیت و به تصویر کشیده است. حال وقتی حضور موفق شرکت‌های فرانسوی بزرگی نظیر رنو و پژو در ایران نشان از ظرفیت‌‌های بالای اقتصادی و سرمایه‌ گذاری مشترک از سوی دو کشور می‌دهد، نویددهنده و امیدبخش توسعه هر چه بیشتر روابط فی‌‌مابین در حوزه اقتصادی، تجاری و تامین امنیت ملی برای هر دو کشور نیز خواهد بود. علاوه بر این و مهمتر از آن، وجود تهدیدهای سیاسی مشترکی -که تا پیش از این در روابط ایران و فرانسه کم‌سابقه بوده- نظیر مبارزه با داعش، تروریسم و افراطی‌گری افسارگسیخته و بحران‌های موجود در منطقه‌ که منافع و امنیت ملی هر دو کشور را به شدت تهدید می‌کند، شرایط و فرصت نوینی را پیش روی همکاری‌های سیاسی و امنیتی منطقه‌ای دوجانبه آن‌ها قرارمی‌دهد بدین معنا که با کمرنگ کردن چالش‌های سیاسی و نظامی و تمرکز بر نقاط مشترک در حوزه سیاسی-‌امنیتی و جلوگیری از تاثیر اختلاف‌نظرهای سیاسی بر روابط تجاری و اقتصادی، مناسبات را به سمت ایجاد رابطه‌ای پایدار در همه‌ زمینه‌ها و حتی در مسیر یک شراکت راهبردی پیش برده و با تسری توسعه روابط اقتصادی به بخش‌های سیاسی،دامنه صلح و امنیت را گسترده‌تر و تنش‌های سیاسی و نظامی را در ابعادی قابل توجه کمتر می‌کند. البته چنین مراوداتی، دیپلماسی اقتصادی را برای ما کمی جدی‌تر نیز کرده است چرا که ما در مفاهیم اقتصاد خرد با مضامین بازار، تعادل، بهره‌وری و رقابت برخورد می‌کنیم و شاید این موضوع قابل احساس و ملموس‌ترین مضامینی باشد که در حوزه دیپلماسی اقتصادی و در روابط بین‌الملل معنا دارد و عملا می‌توان در این حوزه ها به طور موردی و دقیق بحث کرد. یعنی می توان  بازار به بازار، خدمات به خدمات و شهر به شهر یا استان به استان مذاکره کرد و به روابط انسجام و سامانی جدید داد. اینجاست که حوزه دیپلماسی اقتصادی در ایران خود می تواند نظم های جدیدی را نیز در ذیل نظم سیستمی کل فراهم آورد. البته این بدان معنا نیست که ما یک نظم قدیم و یک نظم جدید داریم. بلکه به این معنی است که نظم فعلی بازآفرینی خواهد شد و با یک در هم تنیدگی انتظام یافته؛ یک ساخت مایه از نظم نوین برای ما مهیا خواهد شد. از طرف دیگر وقتی چنین امری اتفاق می افتد، یک در هم تنیدگی مشخص از اقتصاد و معیشت در کشور، در منطقه و در جهان به روایت ایران شکل خواهد گرفت و همین موضوع می‌تواند مفاهیم جدی‌تری از ایران را در سطح منطقه و جهان شکل دهد، مانند بازیگری در یک فضای چند ضلعی که در ذیل توافقات و داده و ستانده‌های معنادار سامان پیدا می‌کند و در این تعاملات و قرار‌گرفتن در یک فضای بازی و ایفای نقش در صحنه ژئوپلیتیک ایرانی و بین‌المللی در کنار هم، می‌تواند با قرارگیری در فضای رقابت و سرمایه‌گذاری‌های لازم به سوی توسعه بازارها و تعمیق آن‌ها در سطح جهان پیش رفته و گام بردارد. و وقتی وارد این شرایط شویم، موضوعاتی اتفاق خواهد افتاد که به طور عملیاتی‌تر اساسا دگردیسی الگوهای مذاکراتی را باعث می‌شود. در واقع‌ الگوهای مذاکراتی در روابط بین‌الملل با دگردیسی کامل مطابق با مبانی اقتصاد توسعه شده و از بازار و رشد اقتصادی آغاز و به مضامین بسیار عینی‌تری مانند صلح و امنیت منتهی می‌شوند.

ارسال خبر به ديگران

نام شما:
ايميل شما:
ايميل گيرنده:
توضيح:
کلیدواژه ها : صلح منطقه ای     |     سیدرضا حسینی     |     دیپلماسی     |    
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
مشاهده نظرات
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
جستجو در این شماره
پیشنهاد اول
از دیپلماسی اقتصادی تا صلح منطقه‌ای «مغلطه پنجره شکسته»، تزی است اقتصادی و ضد جنگ‌. باستیا، اقتصاددان کلاسیک ‌از این تز برای رد توجیه اقتصادی جنگ استفاده کرد تا اثبات کند تخریب و ...
آرشیو
گزارش
گفتگو
مقالات آموزشی
یادداشت
تازه ترین اخبار