یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ الأحد ١٣ رمضان ١٤٣٩ Sunday, May 27, 2018
نشریه فعالان اقتصادی
کد خبر : ۱۸۵۹ گروه : تجارت و بازرگانی تاریخ انتشار :دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵
گفت و گو با زنی که در زمینه کارآفرینی زنان روستایی است قانون بیمه، درد کارفرما را نمی بیند

درد یک زن را فقط یک زن می فهمد». دیالوگی است که نسرین عروجی، متولد ۱۳۵۶ از اصفهان     می گوید. او ۳۸ سال دارد و با اینکه مدت زیادی از کار جدی اش در زمینه کارآفرینی زنان روستایی نگذشته، اما طی ۹ ماهی که از اولین شروع کاریش می گذرد توانسته ۹۸ نفر را به شکل مستقیم و بیش از ۵۰ نفر را به صورت غیرمستقیم به کار گمارد

درد یک زن را فقط یک زن می فهمد». دیالوگی است که نسرین عروجی، متولد 1356 از اصفهان     می گوید. او 38 سال دارد و با اینکه مدت زیادی از کار جدی اش در زمینه کارآفرینی زنان روستایی نگذشته، اما طی 9 ماهی که از اولین شروع کاریش می گذرد توانسته 98 نفر را به شکل مستقیم و بیش از 50 نفر را به صورت غیرمستقیم به کار گمارد و عمده کار او امروز توانمند کردن زنان روستایی است  و معتقد است که این فعالیت ها را به کمک همسرش انجام داده و همیشه زوج ها هستند که در کنار هم می توانند موفق باشند. عروجی حالا در سمت مشاور معاون اول ریاست جمهوری توانسته در بخش توسعه روستایی فعالیت هایش را ادامه دهد و همچنین به عنوان مدیر عامل شرکت پویش گران هزار نقش آفتاب ایرانیان که در زمینه اشتغالزایی، مهارت افزایی، گردشگری و فیلمسازی در مناطق محلی روستایی و زنان، نقش عمده ای در تحت پوشش درآوردن زنان روستایی و اشتغالزایی برای آنان ایفا کند. به گفته خودش او حالا به دنبال هدف های بزرگتری برای شناسایی زنان مطلقه سرپرست خانواده و ... است، گفت و گوی زیر را با این زن توانمند بخوانید:

چه شد که به این ایده رسیدید و ترجیح دادید که کار را در روستاها شروع کنید  و چه شد که به فکر اشتغالزایی در روستاها افتادید؟

ببینید تحصیلات من لیسانس بازرگانی است و در زمینه طراحی و دوخت هم در دوره های آزاد شرکت کرده ام و مدرک طراحی و دوخت را از آموزشگاه های آزاد گرفته ام و چیزی که همیشه برای من دغدغه بوده اشتغال بانوان بوده است، در این میان اگر بخواهیم با دیدی وسیع به این قضیه نگاه کنیم شاید قانون هایی باشد که به نفع خانم ها نوشته شده باشد، اما متاسفانه هیچکدام به نفع بانوان اجرا نمی شود و اگر اجرا هم شود هزینه های بالایی را شامل می شود، خود من از این موضوع آسیب های زیادی را خوردم و وقتی این آسیب ها شامل حالم شد که جایگاه اجتماعی خوبی داشتم، بعد از آن بود که فهمیدم یک زن تا چه اندازه در این کشور تنها و در معرض خطر است و اگر یک نفر نتواند از پس امتحاناتش بربیاید و بخواهد از آنچه برایش مهم است، دفاع کند شاید به راه هایی برود که مناسب رفتارهای اجتماعی ما نباشد. ما جای آن شخص نیستیم ممکن است حتی از یک نخ سیگار تا یک دوست ناباب یا نیاز به آرامش شروع شود . من به شخصه وقتی این چیزها را دیدم، نگاهم به زن عوض شد و فهمیدم که تا چه اندازه ما برای توانمندی خودمان باید اتحاد داشته باشیم. متاسفانه اتحادمان خیلی ضعیف است و یکپارچگیمان خیلی ضعیف است، ما کار گروه نداریم و یا خیلی به ندرت وجود دارد. بنابراین فکر کردم که باید از کجا شروع کنم که در کلان شهرها تاثیرات مثبت بگذارم. شروع کردم به تحقیق و هر کاری را با نظر متخصصان و مراجع و سازمان هایی که در بازرگانی بودند بررسی کردم؛ کسانی که در زمینه صادرات فعالیت می کردند یا کسانی که مسافرت می رفتند و بافت های اقتصادی خارج از ایران  را به من معرفی می کردند. طی تحقیقاتم فهمیدم که در چین طرحی اعمال می شود که هزینه هایشان را سرشکن می کنند و ایده گرفتم و فهمیدم که در بیرون از کلان شهرهای ما مثل اصفهان و تهران پراز فرصت است و در بافت روستایی پتانسیل های زیادی وجود دارد. یکی از مواردی که ذهنیت من را در این زمینه مورد توجه قرار داد این بود که تمام روستاهای کشورهای دیگر به خصوص کشورهای پیشرفته مالیات به دولت می دهند در حالی که 90 درصد بودجه کشور ما صرف روستاها و حفاظت از مرزهایی می شود که فساد را به دنبال دارد، نگاه کردم که در زمینه اشتغال چه چیزهایی داریم و فهمیدم که یک زن است که می تواند کانون خانواده را نجات بدهد، دختری که قرار است مادر شود و فهمیدم که بهتر است دست بگذارم روی حوزه زنان و درد خودم را با این موضوع درمان کنم و آن را به خانم ها نشان بدهم که شما می توانید باهم کار کنید، چون اگر یک زن دو تا بشود صدای ما به عدالتی می رسد که قرار است برای ما اجرا بشود. کلمه ضعیفه برداشته می شود چون او بوده که رییس جمهور و پزشک مملکت کشور را پرورش داده و مرز و بوم ما را ساخته  و با این تدابیر کشورمان به زنان بها می دهد. اینها را پیدا کردم و احساس کردم در دل روستاها در بخش اشتغال مشکل داریم و اصفهان از این نظر ضعیف تر است.

برای رسیدن به این هدف باید بافت سنتی تفکرات روستایی که فقط در دل اقتصاد خود روستا محدود می شود را به تفکر اقتصادی تبدیل می کردید درست است؟

 بله دقیقا. ما نگاه کردیم که در روستاها هم فنی و حرفه ای مدرک می دهد، اما به روستاییان مهارت          نمی دهند. این مهارت را من باید این فرهنگ را به روستاها ببرم تا تیم ورک فرهنگسازی شود بنابراین از سازمان فنی و حرفه ای کمک گرفتیم که دانش ما و دانش روستایی به روز شود . خواستیم که تغییر ایجاد کنیم تا یک اتفاق دیگر بیافتد، از متخصصین کمک گرفتیم که این اتفاق در ذهن روستاییان جرقه بزند چون اگر زن روستایی قوی شود و نگاهش نسبت به سهم بازار با خیال راحت جلو برود. اتفاقی که در سی سال آتی می تواند بیافتد در دست آن زن است . در نتیجه ما فکر کردیم که باید در کنار بحث اشتغال برای کسی که محصولی برداشت می کند یا بافت می زند ارتقا سلامت را هم ایجاد کنیم و متخصصین روانشناسی ما وقت بگذارند و با هزینه ای که بخشی را خود روستایی می دهد تخفیف دهیم حتی تا 2 هزار تومان را هم می گیرم تا برایش ارزش داشته باشد. همچنین آموزش های رفتاری به کسانی که با معلول یا معتاد زندگی می کنند می دهیم و اگر نیرویی درگیر آسیب های اجتماعی باشد به شکل مخفیانه تحت پوشش قرار می گیرد . هزینه ها را هم به شکل وام می دهیم تا بازپرداخت کند و اگر نتوانست از سهم کارش کم می شود که بداند باید ارتقا پیدا کند، من معتقدم که اگر  یک بافنده یا کشاورز یا دوزنده سر چرخ ما بنشیند، باید سر یکسال سرپرست شود، ما اعتقاد داریم که فرد نباید فقط به درآمد برسد و ثروت فقط سکه نیست، بلکه کانون هایی ایجاد کردیم که کارگر ما را حمایت کند به آنها یاد داده ایم که اگر بخواهند تکروی کنند، دیر به نتیجه می رسیم، یادشان داده ایم که هزینه کنند اتحاد را به آنها یاد می دهیم.

و با این تفاسیر از هزینه ها و سدهایی که جلوی رویتان بوده بگویید؟

این سدها درد ما است درست است که برخی سدها و مانع ها برای پیشرفت خوب است و برای ما تولید ایجاد کند اما برخی جلوی تولید را می گیرد. ما به شکل خصوصی این کار را شروع کردیم، بدون هیچ حمایتی. ابتدا وقتی وارد روستا می شدیم ما را به عنوان یک منفعت طلب نگاه می کردند در حالی که اینطور نبود چون در کار ما تولید کننده زودتر به سود می رسد. اولین مانع ما ساختارهای خود روستا بود، سنگ اندازی های زیادی برای ما شد و فهمیدیم که با این راه به نتیجه نمی رسیم. اتفاق خوبی که در کار و فعالیت ما موثر بود حضور در نمایشگاه نشست جهانی صنایع دستی بود که بازتاب خوبی برای ما داشت و مسئولین آمدند در مرحله بعدی حضور در جشنواره غذا بود که دستاوردهای روستاییان را متناسب با جشنواره معرفی می کردیم و یک نمایشگاه دیگر در بحث توسعه روستایی و دستاوردهای روستایی ها و عشایر که  نشان دادیم که تولیدات ما صادر می شود .

با توجه به اینکه وجود این نمایشگاه ها باعث بازتاب فعالیت شما بود آیا از شما حمایت شد؟

در واقع تا زمانی که با معاونت توسعه روستایی ریاست جمهوری رو در رو نشدیم فقط موانع جلوی ما بود که ما را عقب می انداخت .

این موانع بیشتر روستاییها بودند یا مسئولان؟

ببینید در روستا با خود فرد روستایی نمی شود به شکل مستقیم روبرو شد بنابراین سعی کردیم از بالا وارد شویم. بعد از اینکه معاونت توسعه روستایی مرا به مشاور کسب و کارشان برگزیدند و متوجه شدند که کار ما تنها محدود به اصفهان نمی شود بلکه ما از خراسان از سیستان و بلوچستان ، از مشهد صنایع دستی را می گیریم و تلفیق می کنیم و کارهای خلاقانه انجام می دهیم و محصول ما به مالزی می رود و مشکل فروش نداریم و در واقع می خواهیم کار موثری برای اقتصاد کشور داشته باشیم از ما حمایت کردند.

گفتید که مشکل فروش نداشتید آیا شما در کارتان با تدبیر خاصی پیش رفتید و آیا محصولاتتان را به روز و کاربردی کردید که بر حسب سلایق مختلف باشد؟ چطور توانستید با توجه به وضعیت اقتصادی و بازرگانی و رکودی که اکنون با آن روبرو هستیم محصولاتتان را به فروش برسانید ؟

اتفاقی که برای ما سکوی پرتاب بود و در بحث فروش و طراحی هم اتفاق افتاد این بود که ما از شرح چهل اصل نوآوری نظام یافته (TRIZ) استفاده کردیم و از سه تکنیک در 9 کارگاهی که داریم استفاده کردیم و پشت سر آن محصولاتمان را چند کاربردی کردیم حتی بسته بندی محصولاتمان را با یک تغییر کاربردی به شکل خلاقانه ای تغییر دادیم تا فردی که بودجه ای می گذارد و بهایی را پرداخت می کند زباله تولید نکند و بتواند از بسته بندی محصول خود هم استفاده کند.

یعنی شما به این نتیجه رسیده اید که مردم دیگر برای کالای لوکس هزینه نمی دهند و ترجیح می دهند که اگر از صنایع دستی هم استفاده می کنند کاربردی باشد درست است؟

صدر در صد

چقدر این تفکر به اشتغالزایی کمک می کند؟

این تفکر یعنی خلاقیت . ما باید از فضای سنتی قبل خارج می شدیم ، بنابراین از متخصصان و نخبگان استفاده کردیم که این فرهنگ را به روستاییان بقبولانند که اشکالی ندارد که در بافت قالی از رنگ شاد هم استفاده کنید. البته این کار را با یافتن بازار آن انجام دادیم و این اطمینان را به تولید کننده دادیم که اگر در محصولش خلاقیت ایجاد کند و آن را تغییر دهد، بازارش هم هست. اکنون بعد از سه ماه و بعد از گذشت مدت زمان کمی اولین کارگاه تولید فرش رنگی را راه اندازی کردیم. به نظر من چند کاربردی شدن تولیدات صنایع دستی باعث شده که خلاقیت ها هم شکوفا شود و ما از تبدیل شدن به یک آدم ماشینی خارج شویم چون اکنون فرقی با ساختار ماشین نداریم بنابراین باید ساختارها را بشکنیم .اعتقاد من این است که ما باید ازکارهای تکراری بیرون بیاییم ، چرا ما باید مینایی را بزنیم که چین آن را به راحتی کپی می کند و با قیمت ارزانتری می فروشد. این درد ما است و مسئولین نمی دانند که چه بر سر ما دارد می آید. راهکار نجات ما این است که باید به سمت کارهای نو برویم و خلاقیت را چاشنی هنر کنیم تا نه تولید کننده و نه صادرکننده آسیب نبیند.

برای کم کردن هزینه ها و اشتغال بیشتر چه فعالیتی انجام دادید؟

متاسفانه مشکل اصلی ما در برخورد با هزینه هایی مثل بیمه، مالیات و اجاره مکانی برای استغالزایی است و بالای 90 درصد بودجه ها را در هر شاخه سرمایه ای را این عوامل گیر می اندازد. در واقع قانون بیمه، درد کارفرما را نمی بیند. در رابطه با بحث اجاره مکان هم باید از ما حمایت بیشتری بشود با توجه به اینکه در شهر خودمان یک مکان هایی هست که فقط دو ماه در سال استفاده می شود و ما می توانیم از پتانسیل بقیه زمان هایی که این مکان ها خالی هستند استفاده کنیم. اکنون به جای جبه ها جنگ ما در فساد و اعتیاد و در کنار مرزهای ما در مبارزه با قاچاق است و ما باید در این رابطه اتحاد داشته باشیم تا در این جنگ هم برنده شویم.

و در پایان رمز موفقیت شما در فروش بیشتر محصولاتی که تولید می شود چیست؟

این موفقیت را مدیون هزینه کردن برای طراحی و دوخت هستیم. ما کاری را ارائه می دهیم که خاص و تک باشد و همه خواهان آن باشند.

 

 

 

ارسال خبر به ديگران

نام شما:
ايميل شما:
ايميل گيرنده:
توضيح:
کلیدواژه ها : بانوی فعال     |     بانوی کار آفرین     |     کار آفرین     |    
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
مشاهده نظرات
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
جستجو در این شماره
پیشنهاد اول
از دیپلماسی اقتصادی تا صلح منطقه‌ای «مغلطه پنجره شکسته»، تزی است اقتصادی و ضد جنگ‌. باستیا، اقتصاددان کلاسیک ‌از این تز برای رد توجیه اقتصادی جنگ استفاده کرد تا اثبات کند تخریب و ...
آرشیو
گزارش
گفتگو
مقالات آموزشی
یادداشت
تازه ترین اخبار