در این درس با یکی از «الگوهای خطی» یا «الگوهای کلاسیک نموداری» (Chart Patterns) آشنا میشوید — آرایشهای تکرارشوندهای که با اتصالِ خطوطِ روند به سقفها و کفهای قیمت شکل میگیرند و بر خلافِ الگوهای کندلاستیک (که رفتار یک یا چند کندل را میسنجند)، حاصلِ نبردِ عرضه و تقاضا در بازهای طولانیتر از زماناند. همین ویژگی باعث میشود اعتبار این الگوها معمولاً از الگوهای کندلی بیشتر باشد، چون دادهی بیشتری از رفتار بازار را در خود جای دادهاند.
ساختار الگو
از دو خطِ همگرا تشکیل میشود: خطِ بالایی نزولی (سقفهای پایینتر) و خطِ پایینی صعودی (کفهای بالاتر) که هر دو به سمتِ یک نقطه (رأسِ مثلث) نزدیک میشوند. بر خلافِ مثلث صعودی/نزولی، جهتِ شکست از پیش مشخص نیست.

روانشناسی شکلگیری
این الگو معمولاً دورهای از تردید و کاهشِ نوسان را نشان میدهد؛ نه خریداران و نه فروشندگان کنترلِ روشنی ندارند و حجمِ معاملات هرچه به رأسِ مثلث نزدیکتر میشویم، معمولاً کاهش مییابد.
ادامهدهنده در برابر بازگشتی
در بیشترِ موارد، مثلثِ متقارن ادامهدهندهی روندِ قبل از خودش عمل میکند (یعنی احتمالِ شکست در جهتِ روندِ پیشین بیشتر است)، اما همیشه باید منتظرِ تأییدِ شکست ماند، چون این الگو میتواند در هر دو جهت تکمیل شود.

تأیید، هدف قیمتی و حد ضرر
شکستِ معتبر باید همراه با افزایشِ محسوسِ حجمِ معاملات باشد. هدفِ قیمتی از انعکاسِ ارتفاعِ ابتدای مثلث از نقطهی شکست بهدست میآید. حدِ ضرر در سمتِ مقابلِ خطِ شکستهشده، نزدیکِ رأسِ مثلث قرار میگیرد.
اشتباه رایج
معاملهکردنِ داخلِ مثلث پیش از شکست (خریدوفروش بینِ دو خط)؛ نوسانِ داخلِ الگو معمولاً کوچک و غیرقابلاعتماد است.