نگار برایِ راهاندازیِ فضایِ کارش به ۱۰۰ میلیون تومان (عددِ فرضی) نیاز دارد. چهار راه پیش رو دارد و هر کدام مزیت و هزینهی خودش را.
مزایا و معایبِ منابعِ اعتبار
| منبع | مزیت | عیب و خطر |
|---|---|---|
| وامِ بانکی | شرایطِ شفاف؛ بازپرداختِ زمانبندیشده | نیاز به وثیقه یا ضامن؛ تعهدِ قطعی؛ کلِ بازپرداخت از اصل بیشتر است |
| کارتِ اعتباری یا خریدِ اعتباری | دسترسیِ سریع؛ گاهی دورهی تنفس | خطرِ خرجِ بیش از توان؛ جریمهی دیرکرد |
| خریدِ اقساطی | تأمینِ کالا بدونِ پرداختِ یکجا | قیمتِ کل معمولاً بیش از خریدِ نقد |
| قرض از آشنایان | بدونِ کارمزد | فشار بر رابطهی شخصی؛ نبودِ قرارداد |
پیش از امضایِ هر تعهد، هزینهی واقعیِ اعتبار را حساب کنید: مجموعِ بازپرداختها − مبلغِ دریافتی. مثال: وامِ ۱۰۰ میلیون با ۲۴ قسطِ ۵ میلیون، جمعاً ۱۲۰ میلیون بازپرداخت دارد؛ هزینهی اعتبار ۲۰ میلیون است.
اعتبارسنجی و بهبودِ آن
| عامل | اثر | اقدامِ بهبود |
|---|---|---|
| سابقهی پرداختِ بهموقع | مهمترین عامل | یادآورِ خودکار برای سررسیدها |
| چکِ برگشتی یا بدهیِ معوق | اثرِ منفیِ شدید | تسویه و رفعِ سوءاثر طبقِ روال قانونی |
| بارِ بدهیِ فعلی | نسبتِ بالا خطرناک است | کاهشِ بدهی پیش از درخواستِ جدید |
| درخواستهایِ پیاپیِ اعتبار | نشانهی نیازِ فوری | پرهیز از درخواستِ همزمان از چند مرجع |
مدیریتِ بدهی
شاخصِ کلیدی: نسبتِ بدهی به درآمد = مجموعِ اقساطِ ماهانه ÷ درآمدِ ماهانه. مثال: اقساط ۱۲ میلیون و درآمد ۴۰ میلیون، نسبت ۳۰٪ است. نسبتِ پایینتر امنتر است و حدِ مجاز را سیاستِ هر مؤسسهی اعتباری تعیین میکند. برایِ بازپرداختِ چند بدهی دو روشِ معروف داریم:
| روش | ترتیبِ پرداخت | مزیت |
|---|---|---|
| گلولهبرفی | ابتدا کوچکترین مانده | انگیزهی روانی از بستهشدنِ سریعِ بدهیها |
| بهمن | ابتدا بدهی با بیشترین نرخِ سود یا کارمزد | کمترین هزینهی کلِ کارمزد |