پرسشِ بنیادینِ مدیریتِ مالیِ پیشرفته این است: اگر افراد بخواهند مصرفِ امروز را در برابرِ مصرفِ فردا مبادله کنند، و در همان حال بنگاهها فرصتهایِ سرمایهگذاریِ واقعی داشته باشند، چه سازوکاری این دو را به هم متصل میکند؟ پاسخ، «بازارِ سرمایه» است. بدونِ وجودِ بازارِ سرمایه، هر فرد ناچار بود دقیقاً همزمان با سرمایهگذاریِ خودش مصرف کند (اقتصادِ خودبسنده/Autarky)، و ترجیحاتِ زمانیِ متفاوتِ افراد، مدیرانِ بنگاهها را در انتخابِ پروژه سردرگم میکرد.
| وضعیت | ویژگی |
|---|---|
| اقتصادِ بدونِ بازارِ سرمایه (Autarky) | هر فرد فقط میتواند از محلِ سرمایهگذاریِ خودش مصرف کند؛ سرمایهگذاریِ بهینه به ترجیحاتِ زمانیِ شخصیِ او وابسته است |
| اقتصاد با بازارِ سرمایهیِ کامل | افراد میتوانند با نرخِ بازار وام بدهند/بگیرند و مصرفِ خود را مستقل از سرمایهگذاریِ واقعیشان تنظیم کنند |
مجموعهیِ فرصتهایِ سرمایهگذاریِ بنگاه (Investment Opportunity Set) روی محورِ مصرفِ امروز-فردا یک منحنیِ مقعر (نزولی و با شیبِ کاهنده) تشکیل میدهد: هرچه سرمایهگذاریِ بیشتری صورت گیرد، بازدهِ نهاییِ پروژهیِ بعدی کمتر میشود. تصمیمِ بهینه، نقطهای است که شیبِ این منحنی برابرِ (۱+نرخِ بازار) شود.