
کنفرانس برتون وودز (ژوئیه ۱۹۴۴، با حضور ۴۴ کشور متفق) استاندارد پایهی طلا را برای ارزها معرفی کرد و صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی را تأسیس کرد. قیمت هر اونس طلا ۳۵ دلار تعیین شد و کشورها ارزش پول ملی خود را به دلار تثبیت کردند و اجازه داشتند نرخ ارز را تا ۱ درصد نوسان دهند.
این سیستم دلار آمریکا را به ارز رزرو جهانی تبدیل کرد. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مازاد ترازپرداخت آمریکا به کسری تبدیل شد و چاپ دلار برای پرداخت بدهی، ذخایر طلای آمریکا را خالی کرد. سرانجام در سال ۱۹۷۳ ریچارد نیکسون آمریکا را از نظام پایهی طلا خارج کرد و نظام ارزی به سمت شناور تغییر یافت.
امروزه کشورهای جهان از سه رویکرد اصلی برای تعیین نرخ ارز خود استفاده میکنند که تصویر بالا خلاصهای از آنهاست. در نظام ارزی ثابت، دولت نرخ برابری پول ملی با یک ارز خارجی یا طلا را مشخص میکند و برای حفظ همان نرخ، پیوسته با خرید و فروش پول ملی در بازار مداخله میکند. در نظام ارزی شناور، برعکس، نرخ ارز کاملاً بر پایهی عرضه و تقاضای بازار شکل میگیرد و دولت هیچ دخالتی در آن ندارد. نظام ارزی شناور مدیریتشده حد میانهی این دو رویکرد است؛ نرخ عمدتاً توسط بازار تعیین میشود، اما بانک مرکزی برای جلوگیری از نوسانات شدید در چارچوبی مشخص در بازار مداخله میکند. انتخاب هر یک از این نظامها میتواند اثر مستقیمی بر ثبات اقتصادی، نرخ تورم و میزان جذب سرمایهگذاری خارجی یک کشور داشته باشد.
یورو حاصل پیمان ماستریخت (۱۹۹۱) میان کشورهای اروپایی است و در سال ۲۰۰۲ رسماً وارد تجارت جهانی شد. نامگذاری اختصاری ارزها توسط سازمان بینالمللی استاندارد (ISO) با کدهای سهحرفی انجام میشود؛ برای مثال EUR (یورو)، USD (دلار آمریکا)، GBP (پوند انگلیس)، JPY (ین ژاپن)، CNY (یوان چین)، AED (درهم امارات) و دهها کد دیگر.