نگار پروژهی طراحی را ۱۰ میلیون تومان (عددِ فرضی) میفروشد و خوشحال است؛ اما آخرِ ماه معلوم میشود مبلغی که واقعاً برایش مانده خیلی کمتر است. علت: ندیدنِ «کسر از درآمد».
ناخالص، کسورات، خالص
درآمدِ ناخالص مبلغی است که مشتری میپردازد. آنچه به جیبِ شما میماند، بعد از کسر شدنِ هزینههای تولیدِ کار، مالیات و سایر کسورات است:
درآمدِ خالص = درآمدِ ناخالص − هزینهها و کسورات
| قلم | نمونهی فرضی (تومان) |
|---|---|
| دریافت از مشتری (ناخالص) | ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ |
| هزینهی نرمافزار و ابزار | −۹۰۰٬۰۰۰ |
| هزینهی رفتوآمد و ارتباطات | −۳۰۰٬۰۰۰ |
| ذخیرهی مالیات (عددِ فرضی) | −۱٬۰۰۰٬۰۰۰ |
| باقیماندهی واقعی | ۷٬۸۰۰٬۰۰۰ |
ساختنِ سیستمِ درآمدزا
«سیستم» یعنی روشی تکرارپذیر که هر بار از صفر شروع نمیشود:
- شناسایی: کدام مهارت یا دارایی است که دیگران برایش پول میدهند؟
- مشتری و مسئله: برایِ چه کسی و کدام نیاز؟
- تکرارپذیرکردن: قالب، فهرستِ کنترل و قیمتگذاریِ ثابت
- اندازهگیری: درآمد، هزینه و زمانِ صرفشده در هر ماه
طرحِ کسبوکارِ یکصفحهای
| عنصر | پرسش | نمونه (نگار) |
|---|---|---|
| مشتری | چه کسی میخرد؟ | کافهها و کسبوکارهایِ کوچک |
| مسئله | کدام نیاز را برطرف میکنید؟ | هویتِ بصریِ حرفهای با بودجهی کم |
| پیشنهاد و قیمت | چه میفروشید و به چه قیمت؟ | بستهی لوگو و هویتِ پایه با قیمتِ ثابت |
| هزینهها | برایِ تحویل چه خرجی لازم است؟ | نرمافزار، زمان، مالیات |