معاملهگرِ بنیادی معمولاً DXY را نه بهعنوانِ یک ابزارِ معاملاتیِ مستقل، بلکه بهعنوانِ یک «زمینهیِ کلی» برایِ تحلیلِ جفتارزهایِ حاویِ دلار نگاه میکند.
DXY به چه معناست وقتی بالا یا پایین میرود؟
وقتی DXY در حالِ افزایش است، یعنی دلار در مقابلِ سبدِ ششارزیِ خود بهطورِ کلی قویتر میشود؛ وقتی در حالِ کاهش است، یعنی دلار در مقابلِ آن سبد ضعیفتر میشود. رسانههایِ مالی معمولاً همین حرکتِ کلی را در گزارشهایِ خود بازتاب میدهند تا به مخاطبان دیدِ سریعی از عملکردِ دلار بدهند.
همبستگیِ DXY با جفتارزهایِ اصلی
| جفتارز | نوعِ همبستگی با DXY | دلیل |
|---|---|---|
| USD/JPY، USD/CAD، USD/CHF، USD/SEK | همبستگیِ مثبت | دلار «ارزِ پایه» است؛ قویشدنِ دلار همزمان این جفتارزها و DXY را بالا میبرد |
| EUR/USD، GBP/USD | همبستگیِ منفی | دلار «ارزِ دوم» است؛ قویشدنِ دلار این جفتارزها را پایین میآورد ولی DXY را بالا میبرد |
چون یورو با ۵۷٫۶٪ بزرگترین جزءِ سبد است، DXY عملاً بهعنوانِ یک شاخصِ معکوس برایِ قدرتِ یورو هم به کار میرود: وقتی DXY افت میکند، در بیشترِ مواقع EUR/USD در حالِ رشد است، و بالعکس. ینِ ژاپن با ۱۳٫۶٪ دومین وزنِ بزرگ را دارد.
چرا این را باید دانست؟
اگر معاملهگری در چند جفتارزِ دلاریِ مختلف همزمان موقعیت دارد، بررسیِ روندِ DXY کمک میکند بفهمد آیا این موقعیتها واقعاً مستقلاند یا همه در اصل یک شرطبندیِ بزرگ رویِ جهتِ دلار هستند. برایِ نمونه، خریدِ همزمانِ USD/JPY و فروشِ همزمانِ EUR/USD، هر دو در عمل «شرطبندی بر تقویتِ دلار» هستند، نه دو معاملهیِ متفاوت؛ نگاهکردن به DXY این همپوشانیِ ریسک را روشن میکند.