در کنارِ ابزارهایِ بنیادیِ استاندارد (شاخصهایِ اقتصادی، نرخِ بهره، COT)، برخی معاملهگران از یک رویکردِ متفاوت و کمتر رایج به نامِ «چرخههایِ زمانی» (Time Cycles) هم استفاده میکنند — این ایده که برخی داراییها در فصلها یا ماههایِ خاصی از سال، تمایلِ آماری به رسیدن به سقف یا کفِ قیمتی نشان میدهند.
خاستگاهِ این رویکرد
تریدرِ افسانهایِ اوایلِ سدهیِ بیستم، W. D. Gann، دانشِ چرخههایِ زمانی را با ابزارهایِ خاصِ خودش (زاویههایِ گان، مربعِ عدد و مانندِ آن) گسترش داد. بهدلیلِ شباهتِ ظاهریِ چرخههایِ زمانیِ برخی اقلامِ معاملاتی با چرخههایِ نجومی، شاخهای از تحلیل هم شکل گرفت که چرخههایِ کالاها را به موقعیتِ ستارگان و سیارات ربط میدهد.
نمونههایِ رایج در این سنّتِ تحلیلی (برایِ آشنایی، نه توصیهیِ معاملاتی)
- مس در ماههایِ ژانویه و فوریه تمایل به روندِ صعودیِ قوی و رسیدن به سقف در مارس یا آوریل نشان داده است.
- نقره در ژانویه معمولاً قیمتِ پایینتر و در مارس قیمتِ بالاتری داشته است.
- طلا تمایلِ نسبی به رسیدن به کفِ قیمتی در ماهِ آگوست نشان داده است.
- موادِ پتروشیمی معمولاً در اکتبر به سقف میرسند و تا بعد از زمستان به کف نمیرسند.
- دلارِ آمریکا در ژانویه تمایل به رسیدن به کف داشته است.
- اوراقِ قرضهیِ خزانه معمولاً در ژانویه بالاترین قیمت را داشتهاند.
- دلارِ استرالیا در این سنّتِ تحلیلی با چرخهیِ حدودِ ۳۴ روزه و پوندِ انگلیس با چرخهیِ حدودِ ۲۹ روزه شناخته میشوند.
- در همین رویکرد، نوامبر تا ژانویه قویترین دورهیِ سهماهه، فوریه ضعیفتر، مارس و آوریل دوباره قوی، ژوئن آرام، جولای دوباره قوی، سپتامبر ضعیفترین و دسامبر قویترینِ ماههایِ سال دانسته شدهاند.
چرا این مطالب در یک دورهیِ آموزشیِ بنیادی آورده شد؟
هدف، آشناییِ معاملهگر با این که چنین سنّتی وجود دارد و ممکن است در برخی محتوایِ آموزشی یا سیگنالفروشی به آن استناد شود، نه ترویجِ آن بهعنوانِ روشی معتبر. اگر با ادعایی از این دست روبهرو شدید («طلا هر سال حتماً در آگوست کف میسازد»)، باید آن را مانندِ هر ادعایِ دیگر با دادهیِ واقعی و بهروز بسنجید، نه با اعتماد به صِرفِ تکرارِ آن.